مؤسسة دلتا للمعلومات والأنظمة ( مترجم : گيلاني )

669

الفاروق ( فارسي )

هر انسانى حق دارد وصيت كند جز سيد الأنبياء و خاتم النبيين صلى الله عليه وآله ! ! ! - بخارى ج 5 ص 137 على بن عبدالله از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى از رجال در خانه حضرت جمع شده بودند ، حضرت فرمود : كاغذى را بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد . بعضى از حضار گفتند : درد به پيامبر فشار آورده ( به حرف او توجهى نكنيد ) كتاب خدا براى ما بس است ، اهل مجلس هر يك چيزى مىگفتند ، يكى مىگفت : بياوريد ، يكى مىگفت نياوريد و . . . . هنگامى كه اختلاف بالا گرفت ، حضرت فرمود : از پيش من برويد ، عبيد الله مىگويد : ابن عباس ناليد و مىگفت : اى واى ، اى واى ، اى واى كه نگذاشتند رسول خدا وصيتش را بنويسد ! اى پيامبر ، ضمانت ترا براى هدايت نمىخواهيم ! ! - بخارى ج 7 ص 9 ابراهيم بن موسى . . . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف شد ، يكى گفت دفتر بياوريد ، يكى گفت نياوريد ، اختلاف كه بالا گرفت ، حضرت آنها را بيرون كرد . ابن عباس مىگفت ، مصيبت چه مصيبتى ، مانع شدند كه رسول خدا وصيتش را بنويسد . اى واى بر امت ، اى واى ، از آنچه كه آن روز رخ داد ! ! - بخارى ج 8 ص 160 ابراهيم بن موسى . . . . . از ابن عباس روايت مىكند : هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) و سلم عده‌اى حاضر بودند من جمله عمر بن خطاب ، پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم فرمود : براى من كاغذ و دفترى بياوريد تا چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : او از درد چنين مىگويد ، مردم قرآن در ميان شماست ، قرآن ما را بس است . بين حاضرين اختلاف